X
تبلیغات
۩ شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست ۩
۩ شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست ۩
4you
خداحافظ :(
سلام

خوبین؟:)

دوستایی که منو میشناسید و نمیشناسید:)همیشه اینجا واسم یه جایی بود که خودمو خالی کنم...همیشه اینجا رو دوس داشتم و دارم...ولی دیگه چند وقته روند تکراری حوصله مو سر برده....دلم نمیاد دیگه بنویسم..نه واسه خودم...نه شما...شاید خودخواهی باشه...ولی دلیل اصلی من اینه که حس مسکنم اینجا هم همش شده بغض..شده ناله...شده گلایه....شده حرفایی که کسی دوس نداره بشنوه...

البته میدونم خیلی هاتون اونقدر بامعرفت هستین که تنهام نمیذارین و نظر میذارید واسم و خوشحالم میکنید با حرفاتون...دلداری هاتون...

میدونم خیلی از دوستام هم نمیخوان اینجوری بشه واسم...ولی چون خبر ندارن ..یا اونجوری که من از ته دلم میبینم اونا قضیه رو نمیبینن...م3من با قضیه ی من پیش نمیرن...همیشه به اینجا که میرسه دلگیر میشه آدم...حس نداشتن کسی...حس تنهایی...حس پیاده روی و یه خیابون...همونا میاد تو ذهنم...منم شب ها میرم ...اگه بشه میرم یه دور پیاده روی ،برمیگردم.....پیاده روی هایی که شده بساط من!!!!

ولی خب من به یه دنیای پیچیده رسیدم ، به جایی که خودمم نمیدونم چمه؟

چرا اینقدر فکرم داغون شده...چرا اینق به پوچی رسیدم...

م3 همیشه ببخشید زیاد حرف زدم!!!

فقط رسیدم به اونحا که شاعر میگه:

دلم یک اتفاق تازه میخواهد....!!!!


من میرم...ولی میام هر از گاهی...ببخشید که شاید دیگه نیام ج بدم نظرات رو ... شما بیاید :)

مواظب خودتون باشین....خدافظ :)


دل شکسته||چهارشنبه دوم مرداد 1392|| چهارشنبه دوم مرداد 1392